خانه رویاهای من ... .

آسمان خالی،
باژگون خاطره دریا بود
که در اعماقش
تور رویاهامان ،
پرازکوسه نیست ،
نداریم ،
خداحافظی پس تاکی؟
می شود چیزی گفت،
حرفی زد...
بی که لب ها تکانی بخورند!
حرفم این بود:
کسی از حال کسی آگه نیست،
حالی نیست!
من در آیینه به خود می گویم:
حیف از بُز !
آدمی ،
مالی نیست!
...........................................................زاپاس "حسین پناهی"
نوشته شده در جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |