خانه رویاهای من ... .

امشب دشت تنهای تنهاست .حتی ستارگان خاموش ا ند .دشت به تنهایی خود می اندیشد

به رویاهای بی فرجام  و به اسمان می نگرد حتی اسمان هم بی رویاست .

دشت می اندیشد به گذشته های دور .به بهار .به هجرت پرستوها و بدنبال ابرکهای خیال به این سو ان سو می نگرد اما هیچ نمی یابد...

کاش دشت بی درخت نبود.

کاش پرنده بی پرواز نبود.

کاش رویا بی بازگشت نبود.

کاش رویا در قلب شب نبود.

کاش دنیا بی بازگشت نبود .

کاش ثانیه در شتاب نبود و

ووو کاش هرگز کاش نبود.

   

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٥ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |