خانه رویاهای من ... .

میخوانم!
میگویند نخوان! صدایت زیاده رساست.در سرتاسر دشت میپیچد.
نمیخوانم!
مینویسم!
میگویند ننویس! قلم ات زیاده تند وتیز است. همه علف ها را درو میکند.
نمینویسم!
در اندیشه های خویش غرقه میشوم!
میگویند: برخیز! همه را سیراب کردی!
هنگام آوارگی ات در رسید...
یولبر گرفته از جائی...
 
نوشته شده در شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |