خانه رویاهای من ... .

از 10 روز پیش که من مجبور به خونه نشینی شدم سر یه اتفاق ساده و پیچ خوردن پا و بعد هم داستان کچ پا و آتل مکمل اش... . یه ماراتن شورع شد. که قرار بود فقط 10 یا 14 یا 30 روز طول بکشه، اما حالا شده 300 روز... حالا تا ببینم به کجا می رسه؟؟؟ البته که به اون مقصد می رسه ، از این به بعد بیشتر هستم تا حداقل گزارش اینجا بنویسم تا مبادا حتی یه روز یادم بره. این دیگه شوخی نیست . البته میخوام توی این ماراتن 300 روزه از همه جنبه های ماراتن براتون بنویسم. یه ماراتم واقعی و بدون وقفه و نفس گیر...

پیش به سوی ماراتن....

پانویس:: البته باین ماراتن شورع شده و الان در روز هفتم خودشه. یول

نوشته شده در یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |