خانه رویاهای من ... .

زندگي ، وزن نگاهي است که در خاطره ها مي ماند
شايد اين حسرت بيهوده که بر دل داري
شعله گرمي اميد تو را ، خواهد کشت
زندگي درک همين اکنون است
زندگي شوق رسيدن به همان
فردايي است ، که نخواهد آمد
تو نه در ديروزي ، و نه در فردايي
ظرف امروز ، پر از بودن توست
شايد اين خنده که امروز ، دريغش کردي
آخرين فرصت همراهي با ، اميد است
زندگي ياد غريبي است که در سينه خاک ،
به جا مي ماند



زندگي ، سبزترين آيه ، در انديشه برگ
زندگي ، خاطر دريايي يک قطره ، در آرامش رود
زندگي ، حس شکوفايي يک مزرعه ، در باور بذر
زندگي ، باور درياست در انديشه ماهي ، در تنگ
زندگي ، ترجمه روشن خاک است ، در آيينه عشق
زندگي ، فهم نفهميدن هاست
زندگي ، پنجره اي باز، به دنياي وجود
تا که اين پنجره باز است ، جهاني با ماست
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
فرصت بازي اين پنجره را دريابيم
در نبنديم به نور ، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم
پرده از ساحت دل برگيريم



رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بکنيم
زندگي ، رسم پذيرايي از تقدير است
وزن خوشبختي من ، وزن رضايتمندي ست
زندگي ، شايد شعر پدرم بود که خواند
زندگي شايد آن لبخندي ست ، که دريغش کرديم
زندگي زمزمه پاک حيات ست ، ميان دو سکوت
زندگي ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهايي ست
من دلم مي خواهد
قدر اين خاطره رادريابيم

                                                                   از نوشته های یک دوست.
نوشته شده در سه‌شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٦ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |