خانه رویاهای من ... .

 گفتي كه مي بوسم تو را ,گفتم كه تمنا مي كنم

گفتي اگر بيند كسي؟ گفتم كه حاشا مي كنم

گفتي ز بخت بد اگرنا گه رقيب آيد ز در

گفتم كه با افسون گري , او را ز سر وا مي كنم

گفتي كه تلخي هاي مي گر ناگوار افتد مرا؟

گفتم كه با نوش لبم آن را گوارا مي كنم

گفتي چه مي بيني بگو- در چشم چون آيينه ام؟

گفتم كه من خود را در او عريان تماشا مي كنم
نوشته شده در جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |