خانه رویاهای من ... .

امروز یه اتفاقی افتاد یکی از استاد های دانشگاه رو دیدم در دانشگاه .سئوالی ازم پرسید که یکه خوردم .جریان مربوط به نوشته ئ من میشه .در باره ئ یه خواهر و برادر که با هم ازدواج کردند و ۴ تا هم بچه دارند البته این موضوع واقعی است و الان در المان دادگاه دارند چون طبق قانون اونا خق زندگی مشترک با هم رو ندارند .موضوع اینکه ، موضوع نوشته من هم جریان دادگاه اونا بود.در باره ئ رای دادگاه نوشته بودم که نباید اونا رو از هم جدا کنه چون با این کار یه خوانواده از بین میره و بچه هایی رو از داشتن پدر و مادر محروم می کنند و این اصلا عادلانه نیست، کاری ندارم به اینکه کار اونا درسته یا نه؟چون این موضوع خیلی وسیع و از جنبه های گوناگون قابل بحثه.من از دیدگاه خانوادگی نوشته بودم استادم به من گفت تو که مسلمان هستی برای چی اینطور نوشتی؟ ولی بنظر من بعضی مسائل ربطی به مذهب نداره . نظر شما چیه؟اگه شما قاضی بودین چی رائ می دادین؟  

نوشته شده در چهارشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |