خانه رویاهای من ... .

پروردگارم , مهربان من
از دوزخ این بهشت رهاییم بخش !
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ,
رنج زای گسترده ای .
در هراس دم میزنم
در بیقراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من , بیهودگی رنگینی است .
این حوران زیبا و این غلامان رعنا
همچون مایده های دیگر برای پاسخ نیازی در من اند
اما خود من بی پاسخ مانده ام !
هیچ کس , هیچ چیز
در اینجا ” به خود " هیچ نیست
" بودن من " بی مخاطب مانده است .
من در این بهشت
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهاییم .
" تو قلب بیگانه را می شناسی که خود
در سرزمین وجود بیگانه بوده ای " !
"کسی را براییم بیا فرین تا در او بیارامم " !
دردم درد " بی کسی " بود .

دکتر شریعتی
نوشته شده در جمعه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |