خانه رویاهای من ... .

نمی دونم این  روزها چی شده که اعتماد ها سلب شده ؟ دیگه هوا بوی بهار نمی ده ... .

این روز ها زندگی هم بد شده .اون هم می خواد با ادمکهاش بجنگه ... واسه چی ؟ نمی دونم؟

این روزها هر کی می اد و هر کی میره کوله باری قصه و غصه همراش داره ... .

این روزها جالب شده ...یه روزی بود که نگاه ها بی پیرایه بود اما حالا نگاه ها هم به سادگی دروغ میگن... .

این روزها ستاره ها هم با زمین قهر کردند انگار دل اونا هم از زمینی ها گرفته و روشون رو به ابر های سیاه کردند... .  

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |