خانه رویاهای من ... .

وقتی شب بغض می کنه بی صدا می باره چون نمی خواد در هیاهوی شب خواب ستاره ها رو پریشون کنه .

....

...........

..........................

.......................................................

............................. 

اینجا یه شهره با یه اسمون ابی و ابرکهای سفید اما بی پنجره ؟؟؟ یه شهر پر از پرنده که هیچ وقت پرواز رو تجربه نکردند !!!اسمون ابی این شهر بی پرنده است . گاهی حسرت دیدن یه پرنده واسه من رویا می شه و دلم می گیره از اینکه پرواز واسه شون رویا ئیست . یه شهر خاکستری و سرد .

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٦ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |