خانه رویاهای من ... .

اخداجونم ،

امروز باز هم یه سفر آغاز شد و خورشید نگاهت باز راه سیاه سفیدم رو رنگی کرد ، دوباره باز من و تو این جاده بی آغاز .اما امروز مصمم تر از دیروز قدم تو این سفر می گذارم. چون امروز تو با منی ....

امروز بر گهای تقویمم رو پاره کردم ، چون با وجود تو به شمارش روز ها بی نیازم. ...

امشب شب تولدمه ،نمیدونم یه برگ به برگهای دفتر زندگی ام اضافه می شه  یا اینکه یه برگ از اون کم می شه؟

تو چی فکر می کنی ؟؟؟؟؟ 

تولدم مبارک !!!!!!

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |