خانه رویاهای من ... .

 

افریدگا را

چه آسان زمانی‌ که فرشته هایت به این زمین خاکی سقوط کردند خود بالهای نقر ه ا ی شان را بدین سان شکستند و زنجیر در خاک فرو بردند و از یاد بردند فرشته گونه بودن را و آنچنان در قاب خاکی خود پنهان شدند که دیگر فراموش کردند رنگ زلالی آسمانی بودن را  , اینگونه شد‌ که چهره پاک و معصوم آنها در پشت غبار زمینی‌ روز به روز افسرده تر شد‌ . امروز آنچنان در میان امیال زمینی‌ خود گم شده اند که دیگر حتی رسم آسمانی بودن را از یاد برده اند یا شاید نه , در پی‌ فرار از زلال غبار گرفته ء چهرهای شان هستند...

بازم بارون نوای پنجره ام شده ...

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ توسط نغمه یادگاری از مهمان () |