زندگي...

زندگي ، وزن نگاهي است که در خاطره ها مي ماند
شايد اين حسرت بيهوده که بر دل داري
شعله گرمي اميد تو را ، خواهد کشت
زندگي درک همين اکنون است
زندگي شوق رسيدن به همان
فردايي است ، که نخواهد آمد
تو نه در ديروزي ، و نه در فردايي
ظرف امروز ، پر از بودن توست
شايد اين خنده که امروز ، دريغش کردي
آخرين فرصت همراهي با ، اميد است
زندگي ياد غريبي است که در سينه خاک ،
به جا مي ماند



زندگي ، سبزترين آيه ، در انديشه برگ
زندگي ، خاطر دريايي يک قطره ، در آرامش رود
زندگي ، حس شکوفايي يک مزرعه ، در باور بذر
زندگي ، باور درياست در انديشه ماهي ، در تنگ
زندگي ، ترجمه روشن خاک است ، در آيينه عشق
زندگي ، فهم نفهميدن هاست
زندگي ، پنجره اي باز، به دنياي وجود
تا که اين پنجره باز است ، جهاني با ماست
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
فرصت بازي اين پنجره را دريابيم
در نبنديم به نور ، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم
پرده از ساحت دل برگيريم



رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بکنيم
زندگي ، رسم پذيرايي از تقدير است
وزن خوشبختي من ، وزن رضايتمندي ست
زندگي ، شايد شعر پدرم بود که خواند
زندگي شايد آن لبخندي ست ، که دريغش کرديم
زندگي زمزمه پاک حيات ست ، ميان دو سکوت
زندگي ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهايي ست
من دلم مي خواهد
قدر اين خاطره رادريابيم

                                                                   از نوشته های یک دوست.

/ 4 نظر / 13 بازدید
بی نام

اسم وبلاگت منو به اينجا آورد کاملا تصادفی

قاصدک

سلام دوست من.شعر خيلی زيبايی بود.خوشحال ميشم اگه به من سر بزنی

nasibeh

سلام عزيزم خيلی عالی بود لذت بردم.

بابک

سلام. ممنونم که اومدی. خيلی دفعات تصادفات باعث آشنايی می شه . ولی ممنونم که اومدی . من هم نوشته هات رو خوندم . خبرم کنی ميام. و لينکت می کنم. راستی اين وبی که اومدی و اون يکی که از اونجا رفتی و خونه روياهام هر ۳ تا به هم مربوطن . شايد قضيه رو ندونی اما بخونی از اول متوجه می شی. ضمن اينکه اين دوتايی که رفتی مال من و ب م خانوم قصه شب های منه .