بدون شرح...!!!

من دلم میخواهد بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه.....

اما اینجا نه دشتی ...نه کوهی ....

چه خیالی  ! باز هم حوض نقاشی من بی ماهی است ...گلدون پشت دیوار پنجره دوبار آواز سکوت از سر داده .بی حوصلگی آوایش عجب شنیدنی است . کلاغ ها ی شهر هم بی همهه گشتند ؛ بگمانم این روزها در شهر غوغائی برپاست ... ! 

/ 5 نظر / 7 بازدید
NasibeH

مثل دوران بچگی : خدمت دوست عزیزتر از جانم نغمه عزیزم سلام عرض میکنم . امیدوارم حالت خوب باشد و روزگار بر کام شما بگذرد .اگر جویای حال ما باشید ، خدا را شکر بد نیستیم ، ملالی نیست جز دوری شما .. ... خوبی نغمه جون ؟ نبینم پکر باشی ؟! برام دعا کن ، هرموقع دلت گرفت احساس کردی خدا داره صداتو میشنوه ، اسم منم بیار ، خوووب؟ بعد با هم حساب میکنیم [چشمک] راستی تو فیس بوک عضو نیستی ؟

حسین

سلام وب زیبایی دارین خوشحال میشم به منم سری بزنید راستی فامیلی شما چیه؟ ممنون

آبی

از این صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست؟ [گل][گل][خداحافظ]

آبی

از آهنگ وبت فوق العاده خوشم اومد میشه لطف کنی و کدش رو برام بفرسای؟پیداش نکردم هر چی گشتم. ممنون میشم.

علیرضا

سلام مطالبت خیلی قشنگه بهم سر بزن و نظرتو درباره تبادل لینک بگو بای