گفتي...گفتم....

 گفتي كه مي بوسم تو را ,گفتم كه تمنا مي كنم

گفتي اگر بيند كسي؟ گفتم كه حاشا مي كنم

گفتي ز بخت بد اگرنا گه رقيب آيد ز در

گفتم كه با افسون گري , او را ز سر وا مي كنم

گفتي كه تلخي هاي مي گر ناگوار افتد مرا؟

گفتم كه با نوش لبم آن را گوارا مي كنم

گفتي چه مي بيني بگو- در چشم چون آيينه ام؟

گفتم كه من خود را در او عريان تماشا مي كنم

/ 1 نظر / 12 بازدید
کولی پابرهنه

سلام .. زيبا بود نوشتتون در سبک خودش ... اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ... (شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...) ------ با تبادل لينک چطو ر ..؟ موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار .. ----------------------------