می‌تراود مهتاب...

سالهل از هم می گذشتند و رنگ دیوار باغچه همچنان خاکستری بود ،هنوز کتاب شعر نیما بی آنکه یک برگ بیشتر ورق خورده باشد در آنسوی پنجره آرام و بی صدا به کنج تکیه داده شده بود. 

می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شب‌تاب
نیست یک‌دم شکند خواب به چشم ِ کس و ، لیک
غم ِ این خفته‌ی ِ چند
خواب در چشم ِ ترم می‌شکند

هراس از ریزش شن های ساعت شنی هوش از دل پنجره برده بود گوئی او هم به استقبال عبور لحظه ها شتافته بود بی آنکه حتی پلک از پلک بردارد ... ! 

به کجا چنین شتابان ؟ هر روز عهدی نو و هر روز توبه ای نو ! این چنین خویشتن خویش را در میان حجم شناور زمان غرق می کرد. آدمک گم بود ، در مبان ستون های سر به فلک کشیده تاریخ به دنبال خویشتن خویش بود که شاید در میان این همه آشوب پرنده کوچک خوشبختی خویش را بیابد اما انگار پیش از او سهراب خوب می دانست که حوض نقاشی او بی ماهی ست ! اما نه حافظه آدمک انگار برای همیشه خاموش است ، هر روز از برای تلاشی پوچ به ستیز با عقربه های ساعت شنی می رود و هر شبانگاه خسته تر از روز قبل به خواب حوائی ...

غم ِ این خفته‌ی ِ چند
خواب در چشم ِ ترم می‌شکند

و این قصه ادامه دارد ...؟ 

/ 9 نظر / 15 بازدید
ali

هرچی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن، هرچی صادق ترباشی بیشتر بهت دروغ میگن، هرچی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلند، هرچی قلبتو اسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن و اگر بدونند که منتظری و بهشون احتیاج داری اندازه یه دنیا ازت فاصله می گیرند

ali

دل من تنگ بلوریست که یک ماهي قرمز دارد یک تلنگر که به این تنگ بلورین بخورد می شکند آبش از پنجره ی چشمانم می ریزد ماهي سینه ی من می میرد! ... تو که می زنی مکرر به دل نازک من ماهی ام را دریاب دوست داری که چو تنگی باشم تهی از ماهی و آب؟؟؟؟

ali

سلام آجی قربونت مرسی که بهم سر زدی و لینکم کردی قربونت منم با افتخار شمارو با نام وبت لینک کردم و لیست دوستای نازنینم اضافه شدین .[گل]

ali

زندگی رویش یک حادثه نیست،زندگی رهگذر تجربه هاست،تکه ابری است به پهنای غروب،آسمانی است به زیبایی مه،زندگانی چون گل نسترن است،باید از چشمه جان آبش داد،زندگی مال ماست،خوب و بد بودن آن،عملی از من و ماست،پس بیا تا بفشانیم همه بذر خوبی و صفا، و بگوییم به دوست: معنی عشق و حقیقت چه نیکوست....

رویا

[لبخند] سلام آپم خوشحال میشم بهم سر بزنی و لینکم کنی و بعد بگی با چه نامی لینکت کنم _______________¶¶¶¶¶¶ __________¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶ _____¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶ _¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶__¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ _¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ___ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ [█]¶¶¶¶¶ ____¶¶¶¶¶ [█] ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ _____¶¶¶¶¶¶¶`▼´¶¶¶¶¶¶ ______¶¶¶

رویا

امشب باز امده ام تا بار دیگر برای خودم بنویسم و اما اینبار نه برای انکه دلم ارام شود و نه برای حقانیت حرفهای فبلی ام ... می دانم که دیگر این حرفها حتی نوش داروی بعد از مرگ سهراب هم نیست حرفهایی که شاید انهایی که می خوانند با خود نجوا کنند که دیوانه ای می نویسد و تو نیز شاید هیچگاه نیایی که بخوانی .. اما خواستم اخرین حرفهایم را در این کلبه فقیرانه ام به یاد بود تاریخی بگذارم! کلبه ای که امدن و ماندنم و رفتنم را می داند اری ای همیشه زیبا صحبت از عشق زمینی ها نبود ! و تو انقدر حریم نگاهت رویایی بود که برای من در نهایت بزرگی ها بودی بدان که اشیان تنهایی که در ان پا گذاشتی در لابه لای گرد خاک این دنیا حریمی بود که با تمام وجودم دوستش داشتم و تو همیشه در اسمان رویاهایت منتظر شقایقی بودی که قرار بود روزی بیاید و امروز می خواهم اعترافی برایت بکنم !!که من شکست خورده این میدان هستم و خواهم بود چراکه هیچوقت چگونه حرف زدن با شما ر ا نفهمید م و اگر رفتم ..دلیل دوست نداشتنم نبود بلکه نمی خواستم که اگر روزی رفتم .....یادگاری که از من باقی می ماند اینگونه تلخ و. ...سیاه نقاشی شود صحبت ا

ali

بهار وقتی که از پنجره سرک می کشد بی آن که بخواهی یاد بنفشه و یاس و اقاقی دارد کاش زودتر رسد آن روز ؛ که شمیم بهار را از پیراهن یوسف سفر کرده بشنویم در انتظار نوروزگار ؛ نوروز پیشاپیش مبارک

عسل بانو

آرزویم این است آرزویت ساکن کوچه بن بست نباشد هرگز[گل] سال نو مبارک