جدائی !

اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط می زنم از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خط می زنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت می کنم نمی زارم کسی عاشق نباشه ماهو بین همه قسمت می کنم وقتی گاهی من و دل تنها میشیم حرفای نگفتنی رو میشه دید میشه تو سکوت بین ما دوتا خیلی از ندیدنی ها رو شنید قصه جدایی ما آدما قصه دوریه ماست از خودمون دوری من و تو از لحظه عشق قصه ساده گیه گمشدمون .

49.gifاین جایی خوندم ، خوشم اومد ، گذاشتم تا شما هم بخونید !

/ 2 نظر / 10 بازدید
ازرائيل

سلام وبلاگ جالبی داری همون چه بهتر که دست نمی رسه بهشون چون اون موقع دنيا دنيا بی عيبو نقصی می شد و کسی به مرگ که بهترين حالت زندگی فکر نمی کرد

فری محسن

وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه دستتون درد نکنه (سر بزنید اگه وب من مشکلی داره بگین خوشحال میشم